質問 ![]() |
答え ![]() |
|||
---|---|---|---|---|
هیئت
|
گروه یا جمعی از افراد مثال: هیئت داوران مسابقه را قضاوت کردند. (یعنی گروه داوران مسابقه را بررسی کردند. مثال: هیئت ظاهری او تغییر کرده است. (یعنی شکل و قیافهاش عوض شده است.
|
|||
تأسیس
|
ایجاد او یک شرکت جدید تأسیس کرد. (یعنی شرکت جدیدی را راهاندازی کرد. این دانشگاه در سال ۱۹۵۰ تأسیس شد. (یعنی در آن سال بنیانگذاری شد.
|
|||
پدیده
|
اتفاق/رخداد پدیده گرمشدن زمین باعث تغییرات زیادی در آبوهوا شده است رعد و برق یک پدیده طبیعی است
|
|||
سط
|
سطح
|
|||
گسترش
|
افزایش / این ویروس به سرعت در سراسر جهان گسترش یافت ✔ این شرکت در حال گسترش فعالیتهای خود در سطح بینالمللی است
|
|||
تحول /تحولات
|
/تغییر اساسی یا پیشرفت در چیزی این تجربه باعث تحول شخصیتی در او شد در دهههای اخیر، فناوری اطلاعات تحول بزرگی را تجربه کرده است
|
|||
متحول
|
تغییر کرده با خواندن آن کتاب، احساس کردم ذهنم متحول شده است. (یعنی طرز فکرم تغییر کرده است. بعد از آن اتفاق، او کاملاً متحول شد. (یعنی تغییر اساسی در شخصیت یا تفکر او ایجاد شد.
|
|||
اشراف
|
طبقه بالای اجتماعی مثال: در گذشته، اشراف نفوذ زیادی در حکومت داشتند
|
|||
مکانیسم
|
سیستم یا روش ✔ بدن انسان دارای مکانیسم دفاعی در برابر بیماریهاست. (یعنی روشی برای مقابله با بیماریها مکانیسم عملکرد این دستگاه بسیار پیچیده است. (یعنی نحوهی کار آن پیچیده است
|
|||
مبانی
|
اصول /پایه ها / اساس این کتاب به مبانی فلسفه میپردازد. (یعنی اصول اساسی فلسفه را توضیح میدهد. ✔ مبانی ریاضیات برای درک مباحث پیشرفته ضروری است. (یعنی اصول اولیهی ریاضیات باید یاد گرفته شود.
|
|||
بیکران
|
بیکران یعنی نامحدود، بیپایان و وسیع بدون هیچ مرزی محبت مادر به فرزندش بیکران است آسمان بیکران پر از ستارگان درخشان است
|
|||
بکارگیری
|
استفاده ✔ بکارگیری روشهای خلاقانه در آموزش، یادگیری را آسانتر میکند ✔ بکارگیری فناوریهای نوین باعث افزایش بهرهوری میشود
|
|||
تکنیک
|
روش ✔ برای موفقیت در فوتبال، باید تکنیکهای درست را یاد گرفت نقاشی او از تکنیکهای پیشرفتهای استفاده میکند
|
|||
نظام
|
ساختار مثال: او در نظام خدمت میکند. (یعنی در ارتش مشغول است. نظام آموزشی کشور نیاز به اصلاح دارد
|
|||
بشاش
|
شاد و خندان افراد بشاش انرژی مثبتی به دیگران منتقل میکنند ✔ او با چهرهای بشاش وارد اتاق شد. (یعنی با حالتی شاد و خندان وارد شد.
|
|||
هدفمند
|
دارای هدف /مقصد مشخص
|
|||
انگیزه
|
عامل که باعث حرکت تلاش یا شروع کاری می شود دلیل
|
|||
توانمند
|
دارای قدرت
|
|||
مصمم
|
قاطع
|
|||
شگرف
|
عجیب و حیرت انگیز
|
|||
کامل
|
تمام
|
|||
اساتید
|
اساتید جمع استاد است. معنی افرادی با تجربه
|
|||
الگو
|
نمونه
|
|||
پیشکش
|
هدیه
|
|||
معجزه
|
عملی خارق العاده و غیر طبیعی است
|
|||
شکرگزاری
|
بیان سپاس و قدردانی از لطف ها نعمت ها
|
|||
بگشاید
|
باز کردن
|
|||
نوینی
|
جدید
|
|||
آفرینش
|
به وجود آوردن
|
|||
نشاط
|
شادی و خوشی
|
|||
چندان
|
به مقدر زیاد یا به اندازه کافی
|
|||
عین حال
|
همین طور که هست
|
|||
منحصر
|
ویژه
|
|||
کیھان
|
جهان
|
|||
گسترده تر
|
وسیع بزرگ
|
|||
چیره دستی
|
مهارت
|
|||
ژرفترین
|
عمیق ترین
|
|||
حقایق
|
حقایق جمع کلمه حقیقت است که معنای واقعیتِ ها
|
|||
دیگرگون
|
تغییر کرده
|
|||
وصف
|
توصیف
|
|||
وصفناپذیر
|
تو صیف غیر ممکن
|
|||
حیرت
|
سردرگمی تعجب
|
|||
برمی انگیخت
|
تحریک
|
|||
حیرت انگیز
|
تعجب
|
|||
تعجب
|
احساس شگفتی یا گیجی
|
|||
شگفت زده
|
تعجب
|
|||
شیفته ی
|
عاشق
|
|||
سراغ
|
دنبال کردن
|
|||
شگفتا
|
حیرت /تعجب
|
|||
می مانستند
|
معنی گذشته می ماندند (ماندن)
|
|||
تخیلات
|
تصور کردن / خیال پردازی
|
|||
دل انگیز
|
به معنای چیزی است که باعث جذب برانگیختن. احساسات و دل فرد می شود
|
|||
گستره
|
وسیع بودن یا داشتن دامنه ای وسیع است
|
|||
نوید
|
خبر خوش / آینده ی خوب
|
|||
اخگری
|
مانند آتش؛
|
|||
رویداد
|
اتفاقات
|
|||
نقش
|
طرح یا الگو
|
|||
بلوغ
|
رسیدن به حد رشد
|
|||
مسئولیت
|
وظیفه
|
|||
مصایب
|
جمع “مصیبت/دشواریها، سختیها، بلاها و حوادث ناگوار
|
|||
تحمیل
|
وادار کردن
|
|||
صحیح
|
درست
|
|||
میپنداشتید
|
میپنداشتید” از فعل “پنداشتن” در زبان فارسی به معنای “تصور کردن”
|
|||
برملا
|
فاش شدن
|
|||
عاجز
|
ناتوانی جسمی یا ذهنی
|
|||
اراده
|
تصمیم
|
|||
اعتراف
|
اقرار کردن
|
|||
غیرمنصفانه
|
قضاوت ناعادلانه
|
|||
گشوده/
|
شکل گذشته و صفت مفعولی از فعل “گشودن” است و به معنای باز
|
|||
نمک شناسی
|
قدردانی
|
|||
قدردان
|
سپاسگزاری از محبت یا لطف دیگران
|
|||
آشکارسازیِ
|
نمایان کردن
|
|||
مرموز
|
چهره یا رفتار پنهان و غیرقابلدرک
|
|||
مغتنم
|
ارزشمند
|
|||
قدرشناسی
|
سپاسگزاری از محبت و زحمات دیگران
|
|||
عذابی
|
رنج و سختی شدید
|
|||
پیرامون
|
دور و اطراف”
|
|||
شکل گیری
|
ایجاد
|
|||
صادق
|
راستگو و حقیقتگو
|
|||
مشکلآفرین
|
افرادی که موجب ایجاد مشکلات میشوند
|
|||
افتضاح/افتضاحه
|
وضعیت یا شرایطی بسیار بد،
|
|||
مخلصانه
|
مخلصانه” یعنی با صداقت، از روی خلوص نیت، صمیمانه او مخلصانه به دوستانش کمک میکند. (یعنی با نیت پاک و بدون چشمداشت کمک میکند. از شما مخلصانه تشکر میکنم. (یعنی از صمیم قلب و با صداقت تشکر میکنم.
|
|||
موهبتها”
|
نعمتها
|
|||
توصیه
|
سفارش کردن
|
|||
نفوذ
|
داخل شدن،
|
|||
عرضه
|
ارائه کردن،
|
|||
متفکرین
|
متفکرین جمع متفکر /کسی که زیاد فکر میکند، اهل اندیشه است
|
|||
تعلق
|
پیوند داشتن به چیزی یا کسی ا
|
|||
شعف
|
شادی
|
|||
بامدادان
|
صبح زود
|
|||
زیسته اند
|
زیستهاند شکل جمع و گذشته فعل «زیستن» است و به معنای زندگی کردهاند
|
|||
اکتشافات
|
اکتشافات جمع اکتشاف است و به معنای یافتن
|
|||
درخشان
|
درخشان به معنای تابان، روشن، پرنور
|
|||
مکشوف
|
مکشوف از ریشه فعل “کشف” به معنای کشفشده،
|
|||
بشریت
|
کل انسانها یا جامعه انسانی
|
|||
برخی
|
تعدادی
|
|||
العیاذ بالله
|
معنای “پناه بردن به خدا” یا “از خدا طلب پناه
|
|||
عابر
|
گذرکننده، رهگذر، کسی که از جایی عبور میکند
|
|||
کائنات
|
همه موجودات، جهان هستی و آنچه که در عالم وجود دارد اس
|